السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

123

تفسير الميزان ( فارسي )

از اينجا اين معنا نيز نتيجه گيرى مىشود : كه هر سبب از اسباب عادى ، كه از مسبب خود تخلف كند ، سبب حقيقى نيست ، ما آن را سبب پنداشته‌ايم ، و در مورد آن مسبب ، اسباب حقيقى هست ، كه به هيچ وجه تخلف نمىپذيرد ، و احكام و خواص ، دائمى است ، هم چنان كه تجارب علمى نيز در عناصر حياة و در خوارق عادات ، اين معنا را تاييد مىكند . 3 - قرآن در عين اينكه حوادث مادى را بعلل مادى نسبت ميدهد به خدا هم منسوب ميدارد قرآن كريم همانطور كه ديديد ميان موجودات عليت و معلوليت را اثبات نمود ، و سببيت بعضى را براى بعضى ديگر تصديق نمود ، همچنين امر تمامى موجودات را بخداى تعالى نسبت داده ، نتيجه مىگيرد : كه اسباب وجودى ، سببيت خود را از خود ندارند ، و مستقل در تاثير نيستند ، بلكه مؤثر حقيقى و به تمام معناى كلمه كسى جز خداى ( عز سلطانه ) نيست ، و در اين باره فرموده : ( أَلا لَه الْخَلْقُ وَالأَمْرُ ، آگاه باش كه خلقت و امر همه بدست او است ) ، « 1 » و نيز فرموده : ( لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ، از آن خداست آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين است ) « 2 » و نيز فرموده : ( لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ، مر او راست ملك آسمانها و زمين ) ، « 3 » و نيز فرموده : ( قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّه ، بگو همه از ناحيه خداست ) « 4 » و آياتى بسيار ديگر ، كه همه دلالت ميكنند بر اينكه هر چيزى مملوك محض براى خداست ، و كسى در ملك عالم شريك خدا نيست ، و خدا ميتواند هر گونه تصرفى كه بخواهد و اراده كند در آن بكند ، و كسى نيست كه در چيزى از عالم تصرف نمايد ، مگر بعد از آنكه خدا اجازه دهد ، كه البته خدا بهر كس بخواهد اجازه تصرف ميدهد ، ولى در عين حال همان كس نيز مستقل در تصرف نيست ، بلكه تنها اجازه دارد ، و معلوم است كه شخص مجاز ، دخل و تصرفش به مقدارى است كه اجازه اش داده باشند ، و در اين باره فرموده ( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ ، تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ، وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ، بار الها كه مالك ملكى ، و ملك را بهر كس بخواهى ميدهى ، و از هر كس بخواهى باز مىستانى ) ، « 5 » و نيز فرموده : ( الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى ، آنكه خلقت هر موجودى را بان داده و سپس هدايت كرده ) « 6 » و آياتى ديگر از اين قبيل ، كه تنها خداى را مستقل در ملكيت عالم معرفى مىكنند . هم چنان كه در دو آيه زير اجازه تصرف را بپاره اى اثبات نموده ، در يكى فرموده : ( لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ، مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه ؟ مر او راست ملك آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، كيست آن كس كه نزد او بدون اذن او شفاعت كند ) ، « 7 » و در دومى مىفرمايد :

--> 1 - سوره اعراف آيه 54 2 - سوره بقره آيه 284 3 - سوره حديد آيه 5 4 - سوره نساء آيه 80 5 - سوره آل عمران آيه 26 6 - سوره طه آيه 50 7 - سوره بقره آيه 255